عبد الجليل قزوينى رازى

481

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

نتوانيم گفتن كه الجنس مع الجنس « 1 » و هركس كه باانصاف اين فصل با جوابش نيك برخواند ان شاء اللّه كه او را هيچ شبهتى بنماند ، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ . آنگه گفته است : « فضيحت اوّل برايشان آنست كه از ميان همهء فرق اسلام ببغض صحابه و تكفير و تضليل سلف صالح از صحابه و تابعين و زنان رسول و زهّاد و عبّاد و متصوّفه معروف باشند و بدين منفرداند » . اما جواب اين فصل : بدان اى برادر كه اين مصنّف انتقالى بعد ازين همه تشنيعهاى بدروغ و حوالات محالات « 2 » آخر اين كتاب بر شصت و اند فضيحت بنهاده است بعضى راست ، و بعضى دروغ است ، و هست كه صورت شبهت « 3 » دارد و نه چون فصول اوّلست . مسائل خلافى « 4 » است از اصول و فروع مذهب فقها « 5 » بهرى دانسته است ، و از بهرى بيگانه و اجنبى بوده است ، امّا بضرورت همه را جواب بر وجه خويش بتوفيق خداى تعالى گفته آيد ان شاء اللّه . اما جواب اين فضيحت اول آنست كه : اين تشنيعى بدروغ است كه در مواضع اين كتاب تكرار كرده است و بهتان نهاده و جوابهاى مشبع باحجّت و دليل گفته آمده است ، چون بخوانند بدانند كه شيعت اصوليّه به حمد اللّه بدين تهمت متّهم نبوده‌اند و هرصحابه را و تابعين را كه « 6 » خداى و رسول دوست داشته‌اند و قبول كرده‌اند شيعت مريد باشند ، و متصوّفهء بىريا را دوست دارند ، و زنان مصطفى را « امّهات - المؤمنين » دانند ، و هركس كه زنان مصطفى را طعنى زند ؛ مبتدع و ضالّ و گمراهش دانند ، و امّا حديث مجتهدان كه « 7 » در مواضع اين كتاب بر شيعت تشنيع زده است نزد ايشان يكى احمد حنبل است از ايشان كه مجتهدى مصيب است بمذهب خواجهء سنّى ، محمّد بن احمد بن يعقوب الجوزجانى قاضى هرات روايت كرده است از محمّد بن عبدك الهروى كه گفت : از علىّ بن حشرم شنويدم كه گفت : حاضر بودم در

--> ( 1 ) - از امثال است بدين صورت : « الجنس الى الجنس يميل » . ( 2 ) - ح د : « محال » . ( 3 ) - ع ث م : « مشبهت » م ب : « مشبهه » . ( 4 ) - ع م ب : « خلاف » . ( 5 ) - ح د : « و اصول مذهب متكلمان را » . ( 6 ) - م ب : « و هرصحابه و تابعين را » ح د : « و همهء صحابه و تابعين كه » و متن مطابق استعمال « هر جواهر » است كه در تعليقهء اول بشرح و بيان آن پرداختيم . ( 7 ) - « كه » فقط در دو نسخهء « ح ، د » است .